|
معرکه
|


چند سال بعد از آن ها، آهنگ هايي به شكل رپ از تلويزيون پخش شد؛ در برنامه اي به نام «اكسيژن» كه مجري اش «شهاب حسيني» بود. انگار اين سبك موسيقي، يك جورهايي رسمي شده بود.
يک سال پيش «رضا عطاران» هم در تيتراژ مجموعه متهم گريخت به خوبي از موسيقي رپ استفاده كرد. همان ترانه اي كه اين طور شروع مي شد: «شهر ما آسمون آبي داره...» و بعدش هم «اميرحسين مدرس» آواز را سر مي داد. اين يكي از اولين موارد استفاده از موسيقي رپ در يك رسانه رسمي مثل تلويزيون بود.
اما پيش از آن، آلبومي به نام «اسكناس» از «شاهكار بينش پژوه» منتشر شد؛ آلبومي با آهنگ سازي «بهروز صفاريان» كه با استقبال نسبتا خوبي هم مواجه شد؛ آلبومي كه اين روزها از طرف رپ خوان هاي جوان، بدجوري مورد انتقاد و حتي استهزا قرار گرفته. رپ خوان هاي جديد، آلبوم شاهكار را شعاري، بي اثر و معمولي معرفي مي كنند اما در همين اثنا، چند نوجوان و جوان با استفاده از انتشار آهنگ هايشان از طريق اينترنت، موفق شدند براي خود نامي دست و پا كنند. آن ها از نام اصلي خود استفاده نكردند و هر يك براي خود لقبي در نظر گرفتند؛ القابي كه در برخي موارد مسخره و بي معنا است. انگار اين روزها اسم است كه تعيين مي كند نوجوانان تسخير شده در رپ، محو آهنگ هاي چه كسي شوند. انتخاب اسمي مثل «فرعون» واقعا عجيب و به واقع زشت است!
***
يكي از اولين كساني كه موفق شد با خواندن روي آهنگ هاي غربي مطرح شود، «هيچ كس» بود. نام او اين روزها هم با ارائه آلبوم جديدش، بيشتر بر سر زبان ها افتاده است. او از پنج- شش سال پيش، كارش را آغاز كرد و به بازخواني آهنگ هاي انگليسي پرداخت. اما چون اين كارش هم سخت بود و هم با استقبال چنداني مواجه نشد، به سراغ متون فارسي رفت. او سعي كرد با تكيه بر اوضاع و احوال نوجوانان و جوانان و با تكيه بر خياباني بودنش، شعرهاي متفاوتي بگويد و براي خودش وجهه اجتماعي خواني هم بسازد. اما خب، كلام شعارزده و گاهي دور از واقعيت او، فقط به مذاق يك عده خاص آن هم از جنس خيلي پولدار يا خيلي پولدارنماي بالاي شهري تهراني خوش مي آمد و آدم هاي جدي را جذب نمي كرد. هرچه مي گذشت هيچ كس سعي مي كرد آهنگ هاي بهتر و شعرهاي واقعي تري بسازد و البته مؤدب تر هم مي شد. او در آلبوم آخرش سعي كرد با تلفيق سازهاي ايراني و موسيقي رپ، آهنگ هاي متفاوت تري بسازد و از كلام نسبتا پخته تري هم استفاده كند. نام واقعي هيچ كس، «سروش لشكري» است. او بيست و يك ساله و ساكن ونك است.


گروه «زد بازي» هم يكي ديگر از گروه هاي مطرح موسيقي رپ است. آن ها كارهاي ابتدايي شان را در تهران ضبط مي كردند، اما بعدا به لندن كوچ كردند. در «ويكي پديا» و ذيل رپ خاورميانه، به محبوبيت آن ها بين نوجوانان ايراني اشاره شده. تا به حال هشت ميليون آهنگ آن ها دانلود شده و اين براي خودش ركوردي است.
اغلب آهنگ هاي زدبازي به بحث و جدل ها و كري خواندن هاي رايج در موسيقي رپ اختصاص دارد. و كمتر از مسايل مهم جوانان در آن حرفي به ميان مي آيد. تكست هاي آن ها معمولا ضعيف است و هر وقت قافيه تنگ آيد، زدبازي هم به جفنگ مي آيد!
Emziper هم يكي ديگر از رپ خوان هاي مشهور دنياي رپ فارسي است. او چندان پركار نيست و از موضوعات اجتماعي مبتلا به جوانان ايراني از قبيل كنكور، فاصله طبقاتي و خيانت، سخن مي گويد. كار ويژة Emziper، ترجمة جمله به جمله آهنگ lose your self از امينم به فارسي و خواندن روي همان آهنگ است.
در واقع هيچ كس، زدبازي و امزيپر، باعث شهرت رپ در ميان نوجوانان شدند و همين مسأله، باعث افزايش قارچ گونه رپ خوان هاي ناآگاه به وضعيت و ويژگي هاي موسيقي رپ شد. اغلب اين عشق رپ ها، يك بيت از آهنگ هاي امينم، cent50 و يا D12 را انتخاب مي كردند و با استفاده از كامپيوترهاي خانگي، صدايشان را ضبط و با آهنگ ميكس مي كردند. پس از مدتي اما، استوديويي با نام عجيب «كرگدن» به پاتوق رپ خوان هاي جوان تبديل شد. حالا آن ها مي توانستند با اجاره ساعتي استوديو از امكانات آن استفاده كنند و آهنگ هايشان را با كيفيت بهتري ضبط كنند. پول اجاره هم كه معمولا از جيب مبارك پدر خانواده تأمين مي شد. بخشي از اين دوستان به خانواده هايي با درآمدهاي بالا تعلق دارند كه براي رفاه فرزندشان هركاري مي كنند، حالا اگر نمي توان در يك دانشگاه معتبر جايي پيدا كرد، مي توان پول هنگفتي را خرج خوانندگي فرزند كرد! بعضي ديگر، هم علاقه دارند و هم مايلند كه عقب نيفتند، در نتيجه هرطور شده هزينه كار را تأمين مي كنند.
در ميان رپ خوان هاي نوجوان، بعضي ها اما از شم اقتصادي خوبي هم بهره مندند. يكي از تاجر مسلكان رپ، «شاهين.ف» است كه استوديوي شخصي دارد. پدرش بسيار متمول است و او به همين دليل توانسته سرمايه تجهيز يك استوديوي شخصي را فراهم كند. اما با اجاره دادن آن به رپ خوان هاي جوان، موفق شده سود سرشاري به جيب بزند. صداي خود شاهين ف، بسيار ضعيف است، اما او با استفاده از افكت هاي بسيار قوي توانسته در ميان رپ خوان ها براي خود جايي دست و پا كند.
***
رپ خوان ها ابتدا به دو گروه تقسيم شدند: 021 و 051. اعضاي اصلي 021؛ هيچ كس، پيشرو، اميرتتلو و... بودند كه شعارشان هم اين بود: «تهران براي هميشه». رپ خوان هاي 021 سعي مي كنند تكست هاي بي ادبانه نخوانند. آن ها از فحاشي هاي رايج دوري مي كنند و سعي مي كنند مخالف فرهنگ عمومي جامعه قدم برندارند.
اما گروه 051 كه نام هاي عجيبي همچون: ابليس، تهي
و نرگال را در صدر خود مي بيند، هيچ ابايي از بد و بيراه گفتن ندارند و عشق اول و آخرشان، كل كل كردن با ديگر رپ خوان هاست. مقدار زيادي از اين كل كل ها، دلمشغولي هاي خواننده ها است و براي بخش وسيعي از مخاطب ها مسأله نيست. اين تقسيم بندي بعداً با پيوستن بعضي از اعضاي 051 به ??? عملاً از بين رفت. اما در ميان 021 ي ها چهره هاي جديدي رو شدند. اين اتفاقات را بايد به حساب حس شهرت طلبي جواني هم گذاشت. مخفي بودن، متفاوت بودن و... حالا اگر با فرهنگ ما هم رابطه اي ندارد؛ براي بعضي مهم نيست. مهم اين است كه هر طور شده، باشند و مطرح باشند، ولو اينكه خيلي ايراني نباشند!
بقيه
«رضا پيشرو» ابتدا نامش را 3PAC گذاشته بود؛ او به خاطر علاقه بيش از حد به 2PAC، خواننده رپ معروف، اين نام را براي خود برگزيده بود. اما پس از گذراندن يك دوره متفاوت، نامش را تغيير داد. «اميرتتلو» يا «اميرحسين مقصودلو» هم بيست و چهار ساله است. او ابتدا به سراغ موسيقي پاپ رفت، اما از آن جا كه شانس موفقيتش را در پاپ بسيار كم مي ديد، به سمت R&B گرايش پيدا كرد!
«بابك تيغه» يكي از كشفيات هيچ كس به حساب مي آيد. او كه در ابتدا آهنگ هاي خود را هيچ جا منتشر نمي كرد، پس از آشنايي با هيچ كس و حمايت هاي او همچنين تكست هاي قوي اش، اكنون در ميان رپ دوستان از جايگاه قابل قبولي برخوردار است. بابك در يكي از جديدترين كارهاي خود، شعري از مولانا را به سبك رپ درآورد كه در نوع خود كاري نو و جذاب به نظر مي رسد. او ساكن خاني آباد است و اين نكته را در همه آهنگ هايش يادآوري مي كند. تيغه در حال حاضر، مشغول جمع آوري آلبوم جديدش و تصويربرداري كليپ اش است. شايعه شده كه كليپ او قرار است در شبكه هاي مشهور خارجي پخش شود، البته معلوم است که: همه اولش همين را مي گويند!
«بهزاد فاشيست» (که اخيراً به «محکوم» تغيير شهرت داده) و «علي السيد» بچه هاي تهرانپارس هستند. السيد 16 ساله، که از چهار سال پيش شروع به کار کرده، از نظر سن و سال رکورددار رپ خوان ها است. محکوم صداي شاخصي دارد و السيد هم از آينده دارهاي رپ فارسي معرفي مي شود. اين دو اخيراً با هم کاري جالب به نام «مادر» خوانده و به تمام مادران دنيا تقديم کرده اند. اولين کليپ هاي هر دو هم به زودي زود از شبکه هاي ماهواره اي پخش خواهد شد، بهزاد که کار ساخت کليپ اش را شروع کرده ولي براي تماشاي علي السيد بايد تا آنور سال صبر کنيد!
«سينا نرگال» (Nergal) هم پسر 18ساله اي كه بسياري او را با استعدادترين رپر مي دانند كه از پانزده سالگي رپ را آغاز كرد.
يكي ديگر از خواننده هاي رپ فارسي «ياس» است. «ياسر» كه نام هنري ياس را برگزيده است، پس از فيلم خصوصي بازيگر سريال نرگس به شهرت رسيد. او با قطعه «سي دي روبشكن» موفق شد احساسات بسياري از شنوندگان را تحريك كند. بعد از انتشار اين آهنگ، نام ياس سر زبان ها افتاد. ياس بيست و پنج ساله از شش سال پيش، رپ خواني را آغاز كرد. او سه روز پس از زلزله بم قطعه «بم» را ضبط كرد كه تكستي كاملا احساسي و تأثيرگذار داشت. او در اين آهنگ به تصويرسازي حادثه بم پرداخت.

اين به موقع آهنگ دادن ها، نشان مي دهد كه او شمي قوي دارد و مي داند كي بايد آهنگي را بسازد و آن را منتشر كند تا نامش را مطرح كند. ياس، رپ خواني است كه تلاشي جدي براي دريافت مجوز نشان داده. او با همكاري شركت «باربد» تلاش مي كند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر كند ولي تا اين لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بي جواب مانده است. ويژگي مهم تكست هاي ياس، خاصيت انتقادي اوست. او با لحني نيش دار و گاهي آزاردهنده، خصوصيات بد مردم را از قبيل مرده پرستي، اعتياد، بي غيرتي و... هدف قرار مي دهد كه همواره باعث رنجش عده اي مي شود. ياس معمولاً در بخش انتهايي تكست هايش از اميد مي گويد؛ از اين كه مي توان دوباره ساخت و دوباره انديشيد. بدون شك، او مجازترين رپر ايراني است.
حاشيه هاي رپ
رپ در كشور ما مانند بقيه پديده هاي اجتماعي نوظهور، حواشي اي فراتر از متن دارد. بسياري از تازه واردهاي اين سبك، فقط ظواهر رپ مانند لباس و كل كل بازي ها و جنگ هاي خياباني را آموخته اند و به مسائل مهم تري چون جنبه انتقادي و اصلاح گرايانه آن، توجه نمي كنند. اگر در غرب بعضي سعي كرده اند با اين نوع رفتار و موسيقي، مدلي از اعتراض را به نمايش بگذارند، ما با يك رفتار غيرعقلايي و غيرايراني به تقليد از بدترين ظواهر زندگي يك عده غيرهم وطن دست زده ايم. رپ خوان ها معمولاً لباس هاي گشاد مي پوشند. شلوار گشاد با جيب هاي فراوان، يك ركابي بسكتبال كه بر روي تي شرتي ساده پوشيده مي شود و كلاهي كه يا تا آخرين حد پايين آمده و يا كج قرار گرفته است.
گردنبندي بزرگ كه حتي ممكن است گردنشان را خم كند، از ديگر زلم زيمبوهاي آويزان به آن هاست! رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تكان مي دهند و زير لب شعرهايي را زمزمه مي كنند. شما شايد در خيابان افرادي را ديده باشيد كه كلاه خاصي بر سر دارند و با رفتارشان جماعتي را به خود مشغول كرده اند. يكي مي خندد، يكي تعجب مي كند و بعضي ها سر تكان مي دهند. اين ها همان دوستاني هستند كه راه رفتن خودشان را فراموش كرده اند.
اين تيپ از رپ خوان ها در حال افزايش اند، با فرهنگي آمريكايي كه هيچ سنخيتي با زندگي ما ندارد. آن ها براي جلب توجه و نشان دادن رپ خوان بودنشان معمولا در حال درگيري اند. براي هر حادثه كوچكي دعوا به راه مي اندازند و قمه(!) هاي آماده را از غلاف بيرون مي كشند. متأسفانه تعداد زيادي از رپرهاي مشهور پرشين رپ، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتيادآور وابسته اند و با افتخار از اين مواد در تكست ها سخن مي گويند. اما در اين ميان هنوز رپرهاي پاكي پيدا مي شوند كه مجدانه براي رسيدن به استانداردهاي دريافت مجوز، تلاش مي كنند. آن ها موجب شده اند كه سيما نيز در برخي برنامه هايش، حداقل براي تفنن از آهنگ هاي رپ استفاده كند. همان طور كه در سريال متهم گريخت آهنگي با صداي «رضا عطاران» را در اين سبك شنيديم. در جشنواره امسال نيز تيتراژ پاياني فيلم «خط ممتد» به كارگرداني «ماني تارخ» شعري رپ و با مضمون اجتماعي بود.
شركت هاي زيرزميني: به تازگي دو شركت كه توسط رپرهاي جوان اداره مي شوند، تصميم به پخش و فروش زيرزميني آلبوم هاي رپ گرفته اند. شركت «ديوار» يكي از آن هاست. اين شركت، راديوي اينترنتي اي با همين نام را هر هفته براي دانلود در سايتش قرار مي دهد.
اين شركت، علاوه بر مصاحبه با رپرها، در انجمن هايي به آموزش تكست نويسي و بيت سازي نيز مشغول است و كارشناسان آن به تحليل موسيقي هاي منتشره و امتيازدهي به آنان مي پردازند.

وابستگی آفت عشق
دوست عزیزم تو بیشتر به چه یا کی وابسته ای؟
به پدر؟ مادر؟ همسر؟ فرزند؟ یا شغل ، مدرک ، موقعیت و ثروت؟ یا به سلامتی ات؟ تفکراتت؟ احساساتت؟ یا اعتقاداتت؟ فرقی نمی کنه ، وابستگی یعنی اینکه خودت را به شیئی غیر از اصل خودت ، چنان ببندی که آزادیَت را بگیرد.
انسان نامحدود و البته آزاد آفریده شده است . و همه هستی مسخّر و در اختیار اوست. هیچ چیزی ارزش آن را ندارد تا انسانی را به خود ببندد و وابسته و زندانی خود کند. و همه هستی رشد و ارتقاءاشان در اینست که در خدمت آدمی باشند نه بر عکس. اشرف مخلوقات و سرور کائنات یعنی این.
من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا
چرا به عالم اصلی خویش وانروم
دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا
چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان من از کجا غم پالان و کودبان ز کجا
هزارساله گذشتی ز عقل و وهم و گمان از کجا و فشارات بدگمان ز کجا
تو مرغ چارپری تا بر آسمان پری تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا
کسی تو را و تو کس را به بز نمیگیری تو از کجا و هیاهای هر شبان ز کجا
هزار نعره ز بالای آسمان آمد تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا
چو آدمی به یکی مار شد برون ز بهشت میان کژدم و ماران تو را امان ز کجا
دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا
شراب خام بیار و به پختگان درده من از کجا غم هر خام قلتبان ز کجا
شرابخانه درآ و در از درون دربند تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا
طمع مدار که عمر تو را کران باشد صفات حقی و حق را حد و کران ز کجا
اجل قفس شکند مرغ را نیازارد اجل کجا و پر مرغ جاودان ز کجا
خموش باش که گفتی بسی وکس نشنید که این دهل زچه بامست و این بیان زکجا
حالا وقتی خودت را وابسته به موقعیت یا فردی می کنی ، در واقع خود را از موقعیت برتر و آزادی که داری به جایگاه پَست و محدودی تنزّل داده و گره می زنی. خود را شکننده می کنی. افراد و اشیاء دیگر زوال پذیر و رفتنی اند. شغل ، مدرک ، ثروت ، سلامتی ، احساس و ... ، همه تغییر پذیر و از بین رفتنی اند. و هرکس به آنها وابسته باشد نیز رنج فرسودگی ، تنهایی، جدایی و پست شدن را ناچاراً ، همواره با خود دارد.
و اما عشق
عشق فراتر از هر گونه وابستگی هاست. اگر تو به یک نفر وابسته شدی و بدون او می میری ، نام آن را عشق مگذار. مثل نوزادی که به شیر مادر وابسته است ، اگر شیر مادر نباشد کودک می میرد، چون وابسته است. عشق وابستگی نیست که با نبود معشوق ، فرد مردنی شود. اصلاً معشوقی که اکنون باشد و فردا نباشد ، چگونه می تواند عشق ایجاد کند، صرفاً یک نوع وابستگی می آورد. و صد البته هنگام از بین رفتن هم تاثر و اندوه.
آری عشق همیشه رو به تزاید است. عشق آزاد و رهاست و پیرو آن عاشق و معشوق هم چنین اند. عشق ، عاشق را هر روز فربه تر می کند. شادتر می کند. حرکت عشق فقط رو به جلوست. غم و شادی در عشق واقعی ، مساوی و لذت بخش است. معشوق شکستنی نیست، مردنی نیست، پژمردنی نیست ، بی وفا نیست. لذا عاشق هم به همین صورت پایدار ، قوی و رو به رشد است. و بیت زیر نیز توصیف چنین عشقی است.
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
وابستگی ، انسان را از بی نهایت هستی ، به محدوده ای گره می زند، به مانند چشمی که از این همه رنگ ، فقط رنگ سیاه و سفید را ببیند. مانند این همه اندام آدمی که به هنگام سرطان ، صرفاً یکنوع از سلولهایش شروع به رشد و توده شدن، می نماید. کسی که معتاد به مواد مخدر می شود ، از بی نهایت لذتی که می تواند از تمام اعضاء و جوارح خود ببرد ، صرفاً به یک لذت بسنده می کند، کسی که وابسته به سکس می شود ، از بی نهایت پتانسیل خود ، به لحاظ وابستگی اش ، محروم می ماند. کسی که به یک فرد وابسته می شود ، از تمامی انسانها ، و بی نهایت هستی، فقط یکی را به عنوان مجرای تنفس خود بر می گزیند. کسی که خود را به شغل ، ثروت ، ... ، وابسته می کند، از تمام جنبه های آدمی ، و موفقیت های گوناگون خود چشم پوشی می کند.
به چشم هایمان باید ، یاد بدهیم که از دیدن کوه ، دشت ، آسمان ، دریا ، سبزه ، زمین، ستاره، ماه، خورشید ، انسانها و ... لذت ببرند.
از دستهایمان بخواهیم که مزه نوازش کردن را حس کنند .
گوشهایمان را نجوا کنیم که لذت شنیدن آوای پرندگان ، صدای گرم مادر بزرگ، موسیق باران و خنده های مستانه کودکانه را بشنوند.
با پاهایمان صمیمانه دشت را بدویم ، کوهها را بپیمائیم ، عصای ضعیفان و تکیه نیازمندان شویم.
با زبانمان کلام التیام بخش غمدیدگان شویم و لذت ببریم همانطور که از گفتن جملـــــــــــــه « دوستت دارم » به دلبر ، هیجان زده می شویم.
آری تنفس لذت بخش هوای بهاری ، بوی پائیز و نوازش برف بر صورتمان ، همه و همه میتوانند موجب احساسی باشند که موجب آرامش زندگی در کالبد منجمد و وابسته امان شود و ما را از تک بعدی بودن و چسبندگی به اشیاء و افراد رهایی بخشد.
عشق به مفهوم لذت بردن از همه هستی و هستی آفرین در کمال رهایی و آزادگی است، بدون ترس از دست دادن شی یا فردی خاص.
پس بر دست پینه بسته پدر و بر پیشانی پر چروک مادرت بوسه بزن
گل را ببو، باران را حس کن و آسمان پرستاره را به تماشا بنشین
دست نوازشت را بر سر کودک یتیم بکش و سینه ات را سنگ صبور دوستان کن
گستره آسمان را دلیل کوچکی غمهایت بدان و شرم "پدری خجالت زده از دست خالی در پیش کودکانش" را به خود بیفزا
لایحه علمت را چون نسیم بهاری بین همنوعانت منتشر کن.
روی گشاده و لبخندت را ، ارزانی مردمان خسته از کاری کن، که هنگام غروب در خیابان های شلوغ با چشمانی خواب آلود رو به خانه دارند.
آرامش بخش کسانی باش که با تو مرتبطند. به نوعی که اگر جهان را ترک کنی، شکاف نبودنت را حس کنند. با این وجود دیگران را وابسته به خودت نکن و آنها را مالامال عشق کن. آنها را بزرگتر از آنی بنما که شی یا فردی آنها را به خود وابسته کند.
عشق را از هر کجا شروع کنید به زودی متوجه می شوید بسیار سیار و روان است. و همه آفرینش را در خود جای می دهد. وقتی عشق چنین عظیم و بزرگ است ، پس در انحصار شئی یا شخصی نیست، که آن را از ما بگیرد و ما را تنها بگذارد. همه هستی در وجود ماست ، پس، از دست دادن هیچ چیز ، موجب کاستی در این بی نهایت عشق ما ، نمی شود.
ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.![]()


